سلام
یه نقدی بزنیم برات البته قطعا حرفهای نیست ولی امیدوارم کمک کننده باشه
ژرفای جنون اولین ژانری که تداعی میکنه، عاشقانه و تراژدیه و فکر میکنم درست حدس زده باشم. انگار تراژدی درست بود ولی عاشقانه نه
یه کمی به معمایی میخوره ولی خیلی نه؛ پس منتظر یه داستان معمایی خفن هستم.
خب اول بریم سراغ نکات ویراستاری:
در گوشهای از این دنیای پرهیاهو؛ مردی خسته از نابسامانی روزگار و قلبی که به ناچار برای زنده ماندن میتپید، زندگی می کند.
نکته اول اینکه اون نقطه ویرگول اشتباهه
نکته دوم اینکه اصلا چرا باید از ویرگول استفاده کنی؟ ببین ما توی جملت میتونیم بگیم: در گوشهای از این دنیای پرهیاهو کردی زندگی میکند. این جمله هیچ اسیبی به بافت جمله نمیزنه پس تمام کلمات دیگه ای که نوشتی، اوضیح اضافه حساب میشن که برای جلوه دادن به متن استفاده میشن و کاربرد دارن. توضیحات اضافه رو باید داخل ویرگول بنویسی. شکل صحیح اینطور میشه:
در گوشهای از این دنیای پرهیاهو مردی، خسته از نابسامانی روزگار و قلبی که به ناچار برای زنده ماندن میتپید، زندگی می کند.
نمیخوام درباره ی نیم فاصله حرف بزنم که خیلی کلیشه شده دیگه و تقریبا هر نویسندهای اونو میدونه مگر نویسنده های تازه کار!
***
همه چیز به یکباره تغیر کرد. حتی خودش!
اینجا باید از نقطه ویرگول استفاده شه؛ چرا؟ چون جملت تموم شده ولی جمله بعدی بهش متصله.
همه چیز به یکباره تغیر کرد؛ حتی خودش!
***
یه نکته! داخل مونولوگ از سه نقطه استفاده نکن.
***
نمیخوام تک به تک غلطای ویراستاری رو بگم چون خسته کننده میشه و قصدم این بود که متوجه بشی تفاوت ؛ و ، رو . همین کافیه برام.
خلاصه ی جذابی داری و خیلی قشنگ و با هدف، بی هدفی و حس پوچی رو به رخ کشیده و گنگ نوشته شده.
مقدمه هم جذاب نوشته شده و هدف داره و بنظرم میتونی خیلی بیشتر با مقدمت بازی کنی. پتانسیل بالایی داره و میتونی خیلی رشدش بدی.
_____________________________
شروع رمانت یکم کلیشه است؛ چون با سیگار و این چیزا شروع شده ولی همون خط اول رمان من رو به سمت یه رمان پلیسی برد که قراره کلی بکش بکش راه بیوفته ولی خب میدونم این اتفاق نمی افته
ااا فکر میکنم بندای ابتدایی رمانت رو باید یکم بازسازی کنی؛ خیلی کلیشه شده. میتونستی با یه خاطرهی خیلی مبهم شروع کنی و بعدش یکم به سمت نارو زدن بکشونیش.
اوم پارت اولت که کوتاه بود. دقیق یادم نیست باید چند خط در هر پارت باشه و این رو میتونی از اوید بپرسی.
برعکس خیلی از خواننده ها، پرش از گوینده رو دوس دارم. اینکه یه ثانیه از دیدگاه ماهان حرف میزدی و یه ثانیه از دیدگاه ماهان، خیلی برام جذاب بود که فکر میکنم یسریا این رو دوس ندارن و واقعا درکشون نمیکنم o_O
پایان پارت دومت رو دوس داشتم. یه تصویر ذهنی که اکثرمون از درد و ناراحتی داریم رو به رخ میکشید و باز هم تصویر ذهنیمون رو از ناراحتی و حال بد جنس مذکر، پررنگ تر میکرد.
پارت سوم یه کنجکاوی خاصی رو به خواننده میده که بقیشو بخونه ببینه چیشده. اصلا در کل رمانت تا به الان فقط درحال تحـریک حس کنجکاویه!
موفق باشی دایی
@Amir