اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام شعر بی وفا دلبریم(مجموعه شعر ها و متن ها)|Leoo

رده سنی
  1. جوانان
  2. بزرگسالان
ژانر اثر
  1. عاشقانه
  2. اجتماعی
  3. فانتزی
عنوان: بی وفا دلبریم
شاعر:Leo
قالب اثر:چهارپاره
ژانر:غمگین
مقدمه:آغلامازدیم بی وفا دلبریم اغلاتتی منی
آجی دیلدن دیله آتتی نجه دیغلاتتی منی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
20230912-220639-fy0b.jpg

سلام خدمت شاعر گرامی، بابت انتخاب انجمن رمانیک جهت انتشار قافیه و ردیف‌های شعرتان سپاس گزاریم

لطفا قبل از تایپ اشعارتان قوانین زیر را با دقت مطالعه بفرمایید.

قوانین ایجاد تاپیک

پس ارسال ده پارت، می‌توانید از طریق لینک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.
درخواست جلد

پس از ارسال حداقل دوازده پارت، برای نقد و تعیین سطح شعرتان، از طریق لینم زیر اقدام نمایید.
درخواست نقد و بررسی

پس از اتمام مجموعه شعرتان، پایان اثر را در تاپیک زیر اعلام کنید.
اعلام پایان تایپ

شما می‌بایست بعد از تموم شدن اثرتان برای بررسی ممنوعات، درخواست رصد دهید.
درخواست رصد

در صورت علاقمندی، برای صوتی شدن اثرتان در لینک زیر درخواست صوتی شدن بدهید.
درخواست صوتی شدن

برای انتقال و یا خروج اثرتان، به لینک زیر مراجعه کرده و درخواست خودتان را ذکر نمایید.
درخواست خروج و یا انتقال به متروکه

|متشکریم بابت همکاری با انجمن رمانیک|
با آرزوی موفقیت‌های روز افزون

|کادر مدیریت ارشد رمانیک|
 
اغلامازدیم بی وفا دلبریم اغلاتتی منی
آجی دیلدن دیله آتتی نجه دیغلاتی منی
آلداتیپ ساتتی منی قلبیمی ویران الدی
باخدی گوز یاشلاریما عشقیمه عصیان الدی
سویلَییپ دوردو اورح،اوتوروپ گتتی منی
اورییم ساندی کی او قبلیکی جخ سِودی منی
یاندیریپ یاختی منی کوزلریمه باخمادی هچ
اولدوروپ گویمالادی یازدیغیما باخمادی هچ
وصیت اِیلدیم اوز ساغلیغینا،شاددیغینا
عیبی یوخ دیممه اورح،شکر اله وارلیغینا
اولدوغومده د‌َیمَیین اوزو داشیسین منی
اوخویون اغلاسین او،اوزو گویلاسین منی
دِسین ای وفالی یاریم اوتوروپ گدمه منی
سنه من قوربان اولاردیم،نجه اوتوروم سنی
دِیین ای وفاسیزی ایندی وقتیدیر مگر
تورپاغین آلتیندا دیر داها گَییدَر مگر
 
ترجمه شعر بی وفا دلبریم:
انسانی نبودم که گریه کنم یار بی وفایم باعث گریه ی من شد
با زبان تلخ و با سردی با من حرف زد و باعث دق کردن من شد
به من خیانت کرد و من رو کنار گذاشت و قلبمو ویران کرد
به اشک چشمانم نگاه کرد و به عاشق بودن من اعتراض کرد
دل من هی با خودش گفت که یارم منو ول کرد و رفت
دلم فرض کرد که اون هنوز مثل قبل من رو دوست داره
با این رفتارش دلم را سوزاند حتی به خاکسترهایش هم نگاه نکرد
مرا کشت و دفنم نکرد و حتی به متنی که برایش نوشته بودم هم نگاه نکرد
وصیت کردم به سلامتی و شاد بودنش
عیب نداره قلب من حرفی نزن و به سالم بودنش شکر کن
وقتی که مردم کسی دست نزنه خودش جنازه منو حمل کنه
شما بخونید و اون گریه کنه خودش دفنم کنه
بگه ای یار وفا دار منو تنها نزار
من قربان تو بشم چجوری ولت کنم
و شما بگید که ای یار بی وفایش الان مگه وقتشه
اون الان ریز خاکه دیگه برمیگرده مگه
 
شعر عشق:
عشق آن است که شوم غرق پریشانی تو
بشوم مرحم درد تکیه به پیشانی تو
عشق آن است که شوم منتظر ب×و×س×ه تو
بشوم قطره ای مهتاب در ابریشم تو
عشق آن است که شود این دل من فدای تو
بشوی دلیل من این دل من سرای تو
Leo
 
آخرین ویرایش:
چشمانش،چشمانش و چشمانش...
تمام ماجرا همین بود،یک دریای بی‌کران؛یک آهنگ بی کلام...
همانند جامی شـ×ر×ا×ب،ولیکن نوشیدن نمیخواست،زل زدن به آن چشم ها برای م×س×ت شدن کافی بود!
جانانم،مرا لابه لای گناهانم دریاب،مرا لابه لای اشک هایم دریاب،مرا لا به لای سیاهی هایم دریاب.
مرا با ب×و×س×ه هایت نجات بده،مرا از این کودتای قلبم نجات بده‌‌‌...
تو بر چشم بی نور من نور باش،تو بر جسم بی روح من روح باش،تو بر قلب بی عشق من عشق باش.
بگذار در هنگام دوری،تو در من باشی و من در تو،بگذار در هنگام دلتنگی تو من شوی و من تو...
بگذار مانند دو چوب کبریت،به سمتت آمده و با تو بسوزم،و حتی هنگام آتش گرفتن هم تن از تن تو جدا نکنم
من تورا در قلبم یافتم،گویی که از همان اول آنجا بودی،من تورا در میان آهنگ ها یافتم،گویی که از اول صدایت را میشناختم،من تورا میان گل ها یافتم،گویی که از اول عطرت در مشامم بود،من تورا در ماه تیر یافتم،گویی که از همان اول تیر عشقت را به قلبم زده بودی.
بگذار در تاریخ بنویسند و بنویسند،که هر لبخند تو دم و بازدم من است،هر اشک تو دلیل درد قلب من است‌،هر زخم تو شلیکی به سوی قلب من است،و هر ب×و×س×ه از لب های تو دلیل تپش قلب من است.
بگذار بپرسند و بپرسند از عشق ما،که همانا من پاسخ میدهم:روح او پاره پاره بود و روح من سوخته،اما وقتی باهم بودیم زخم هایمان کمی کمتر درد می‌کردند...!
Leo
 
آفت عشق:
مرو ای یار که دل این آفت عشق را پسندد
دل دیوانه را دیوانه چون عاقل پسندد
مرو ای رب من.ای شادی و افسوس من
که دل اینک همان افسوس و شادی را پسندد
ز هر ویرانی سازی آشیانی .ز هر تنهایی سازی عاشقانی
بساز ای رب من.بسوزان رب من
که دل اینک همان خاکستر عشق را پسندد
رود یارم دم گریه و با چشمان خونین
کند دوری ز من با این دل غمگین و خونین
مرو ای یار که دل این آفت عشق را پسندد
دل دیوانه را دیوانه چو عاقل پسندد
 
فرض کن من آسمانت باشم و تو ماه من
نوری از عشق و محبت بر شب تاریک من
فرض کن من کاغذت باشم و تو خودکار من
بشود ابراز عشقت رقص روی خط من
فرض کن من رگ هایت باشم و تو خون من
گر نباشی نیست جان و نفسی در قلب من
فرض کن عشق تو باشد هم نفس هم جان من
مثل نوری که بتابد بر سر اشک های من
مثل اسمت حاله ای از نور دور ماه من
فرض کن من نرگست باشم و تو معشوق من
 
عشق شوری در نهاد ما نهاد:
اولین دیدار من با تو مثل یک رویا بود...
اولین باری که به چشم هایت نگاه کردم، اولین باری که کنارت نشستم، اولین باری که صدایم زدی،اولین باری که عطرت را چشیدم، اولین باری که بوسیدمت...
قلب من!
تپش قلب من و نفس کشیدن من خلاصه شده در خندیدن تو،در نگاه کردن تو، در عطر تو
زیباترین موسیقی ها شد همان هایی که تو میفرستی، زیباترین عکسا شد عکسی که تو در ان هستی، زیباترین ویس شد همان ویسی که تو میفرستی
عشق در لب های تو جمع شده پس اجازه بده که عشقم را از تو بگیرم
خانه امنم در آغوش تو جمع شده پس اجازه بده همواره در خانه ام باشم
گرمی دستان من در دستان تو جمع شده پس اجازه بده دست های سردم را در دست های تو گرم کنم
خنده های من در کنار تو معنا شد پس اجازه بده فقط کنار تو بخندم
اشک های من توسط تو بوسیده شده پس اجازه بده تنها کسی باشی که کنارش اشک میریزم
عشق همین دیوانگی های ماست، همین قدم زدنمان در کوچه هاست
تو لبخند منی، اشک منی، تنفس منی، زندگی منی، تپش قلب منی، ماه منی!
بعد از آمدنت هر متنی از من درباره تو نوشت، هر کتابی از تو نوشت،هر آهنگی از تو خواند،هر سازی برای تو نواخت
عشق همین جمله ایست که همیشه به هم میگوییم
{دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید}
و این عشق تو بود که مرا دیوانه کرد
و اینگونه شد که عشق شوری در نهاد ما نهاد...
 
شعر ریزشی از آسمان:

ریزشی از آسمان شاید که شب آغاز شود
شاید این اشک های من در لحظه ای پنهان شود
ریزشی از آسمان گاه میریزد ولی
کاش آن کودک از ابر آسمان پنهان شود
شاید این باران دلتنگیست که میریزد
کاش آن معشوق یکبارم شده پیدا شود
قهوه ای در دست پشت پنجره در انتظار
شاید این ابر سیاه یکبار هم باران شود
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
23
بازدیدها
1K
پاسخ‌ها
20
بازدیدها
1K
پاسخ‌ها
4
بازدیدها
535
پاسخ‌ها
2
بازدیدها
352

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا