#پارت_30
-کونی بازی چرا در میاری؟ ببینم این تریاکی چی میگه.
صدای بم در عین حال عصبی
خیلی خوب میشد فهمید کیه من حتی صداش رو از صد فرصخی میشناختم
صدای اون ع×و×ض×ی و بلافاصله صدای متعرض مارسِل رو شنیدم:
-چرا میزنی؟
اه کل آخر شب لذت بخشم رو بهم زدن!
کلافه خواستم به این تماس رو مخ پایان بدم که صدای نیک متوقفم کرد
-سلام مخرداد.
شاید،شنیدن صدای نیک بین اون دله دیوانه ها زره ای برام قابل تحمل تر بود.
-سلام مستر!خ نه و ه اینم هزار بار.
آروین با ابرو های بالا رفته نگاهم کرد .
اینم یه چیزی میزنه!
-حالت چطوره؟خواستم صبح بهت زنگ بزنم دیگه آدرین گفت شب بیداری قطعا سرتم خلوطه بد وقتی که زنگ نزدیم؟
-نه
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]اون ک... پیش شما چیکار میکنه؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)] انگار که فهمید با کی ام که بد مکث کوتاهی آروم گفت:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-میخواست از حالت خبر دار بشه.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]سری تکون دادم و با نفرت انگار چندش ترین موجود جهان جلومه گفتم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-میدونی نیکی[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]اینجا کاملا بهم خوش میگذره تازه با خونواده تومخیم آشتی هم کردم![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]در ضمن بهش برسون نمیخوام حتی به قیافه نحسش فکر کنم![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-گوشی به سیستم وصل بود![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]با بهت تک خنده عصبی ای کردم[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-لعنت بهتون![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-بهش بگو منم از ندیدن قیافه نحس بعضیا خوش حالم.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]صداش ناخداگاه باعث شد دهنم کج بشه[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-بهش بگو دو رو های حرومزاده فقط،باید بمیرن.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]مارسِل بود که صداش قبل از صدای زشت اون بلند شد:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-بچه ها دعوا نکنید.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]آدرین اما بی توجه به اون حرفش رو زد:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]- اول اینکه دوتا صفت اولی که مختص خودته دوم اینکه گ×و×ه خوری زنده موندن یا مردنم به تو نیومده![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]عصبی چینی به دماغم دادم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]- دقیقا منو چه به حیونای سوءاستفاده گر و بی وجدان![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-بی وجدان؟ ببخشید مطمئنی لقب خودت نیست؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-نه مطمئنم لقب توعه.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]انگار سیستم رو قطع کرد که صدام به گوشش نرسید و بجاش صدای با اعتراضش رو شنیدم[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-اه نیک.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]چیکار میکنی بزار ببینم چی قم... میکنه؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]صدای قدم هاش رو شنیدم.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)] انگار که اونجا رو ترک کرد[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)] شروع کرد به حرف زدن:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-این قَهر شماهَم دردسر شده برای ما.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]خسته شدم از کلکل ها تون.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]دردسر قهر شما برای اطرافیان شون هست.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]ولش کن مهم نیست[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]حالا جدی چطور میگذره؟ مارو ول کردی اینجا.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)] قرار بود باهم بریم ایران ها![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]سعی کردم به اخلاق گَند شدم مسلط باشم و از خدا خواسته درباره این موضوع حرف نزنم خوش حال بودم که درباره دلیل این حرف ها ازم چیزی نمی پرسید.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-دیگه..دیگه[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]قراره زن بگیرم![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]بد جملم تک خنده ای کردم[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]برام مهم نبود ده ثانیه پیش چیشد و چی گفتم[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]بد بلافاصله صداش باعث خندم شد: [/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-Toi et le fait de trouver une femme؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]< تو و زن گرفتن؟>[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]خنده ای کردم و خیره به افق با خنده یه بی صدای گفتم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]- دختر عمم.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]باورت نمیشه بگم چی به چیه.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-مهرداد؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]صدای پر از مکثش باعث شد هومی بگم [/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-بلخره که چی[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]نمیخوای آشتی کنین؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]مهم نیست چرا اینجوری شد ولی باید،برگردی .[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]صورتم جم شد.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]چرا سعی داشتم خودمو از رو به رو شدن با واقعیت فراری بدم؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-بد دربارش حرف میزنیم.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-باشه پس برو بخواب.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]با نفرت و انگیزه گفتم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-میخوام به رفقا شب به خیر بگم وصل شو به سیستم.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]صداش امید،گرفت [/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]بشین تا با اون ع×و×ض×ی اشتی کنم.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]شاید،بد از اینکه ک**ونش گذاشتم تازه به این موضوع فکر کنم![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-چشم عشقم.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]بد چند ثانیه صداش رو شنیدم[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)][/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-معری وصله.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]نفس عمیقی کشیدم [/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]هر کاری هم میکردم این نمیتونست مهرداد رو درست تلفظ کنه. [/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-C'est dommage que l'eau que ton père aurait pu renverser sur le tapis se soit plutôt renversée sur ta grand-mère et que vous soyez tous les deux devenus un désastre.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]<ترجمش با خودتون. فقط یکم ترجمه اش ممکنه تو گوگل ترجمه اشتباه یا بی معنی باشه. به هر حال حرف قشنگی نیست >[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]با لبخند عمیقی بدون اینکه منتظر واکنش شون باشم قطع کردم .[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]انگار که دلم خالی شد [/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]نگاهم میخ آروین شد . به یک باره از جام بلند شدم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-نمیشد داخل سیگار بکشی؟[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]صدای سرد و بی تفاوتش باعث شد لبخندم پر رنگ شه:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-نه.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]بخاطر ریه های نیما دود تو خونه ممنوعه.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]با تحسین دستامو بِهَم کوبیدم و همونجور که به دیوار پشت سرم تکیه میدادم گفتم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-احسنت[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]چه به فکر.![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]سرد نگاهی بالای بهم انداخت[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]بی توجه به نگاه خیرش به پشت سرش خیره شدم[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]درواقع یه حس رقابت مسخره ای به جونم افتاده بود.[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]نیشخند تمسخر آمیزی زدم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-کاش همینقدر هم به تصمیمای که میگیری فکر میکردی![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]بد به طرز نمایشی جلوی دهنمو گرفتم و کاملا فیک به ظاهر هول شده گفتم:[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]-هواسم نبود.![/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(61, 142, 185)]ته مونده سیگارش رو از تراس پَرت کرد پایین .سرش رو به چپ مُتَمایل کرد چشمای بُراق شدش و هودی مشکی و بخیه روی صورتش به شدت خطرناک نشونش میداد.تکیه اش رو از دیوار برداشت و بدون تغییر حالتی توی چهره اش قدمی سمتم برداشت
[یه لحضه حس کردم قراره همینجا بهم حمله کنه و بد سرمو ببره