بازگشت به خطّ پایان
نویسنده: اشعہ خورشیدی
ژانر: اجتماعی، طنز، درام
خلاصه:
لژیون بلیتز! اسمش لرزه مینداخت به تن هر حریفی.
یه لشکر بیرقیب که ربع قرن حکمرانی کرد؛ اما حالا چی؟ یه باخت سنگین توی یه شب یخبندون زمستونی. همه چی از هم پاشیده، روحیهها داغون…
ولی یه کورسوی امید هست: “نِمِسیس”. یه قهرمان با یه گذشته تاریک، از دل خاکستر بیرون اومده تا دوباره لژیون رو سرپا کنه. حرکاتش برقآساست، قدرتش بینظیره؛ ولی یه مشکلی هست. این یارو فقط با دشمنهای بیرون از گود مشکل نداره.
یه جنگ روانی حسابی توی سرش داره جریان داره.
سایههای گذشته ولش نمیکنن.
بالاخره چی میشه؟ میتونه هم سایهها رو از بین ببره هم دشمنهاش رو؟
پاسخ در قلب شب سرد زمستون مخفی شده.
مقدمه:
-همیشه یه اشتباه کوچیک میتونه نتیجههای زیادی داشته باشه.
شاید اون اشتباه باعث خیلی از اتفاقات آینده باشه.
یه تصمیم احمقانه که حتی باعث مرگ یه آدم ممکنه بشه
ما گاهی انتخاب های میکنیم .
حالا تو موقعی برنده ای که حتی تو اوج اون اشتباه باز هم تلاش کنی تا همه چیز رو درست کنی .
شاید هم از سر یه جوگیری بخوای اشتباه دیگران رو جبران کنی!
ولی هیچ چیز قابل پیش بینی نیست
همه گذشته دوباره زنده میشه...تو!
تو چوبِ اشتباه های گذشتهات رو هم خواهی خورد... .
زمین گرد است.
حالا تصمیم بگیر
ادامه میدی یا تمومش میکنی؟
میذاری آدمهای بیشتری غرق بشن یا اون اشتباه رو در نطفه خفه میکنی؟
به امید لژیون...!
آخرین ویرایش توسط مدیر: