در دست اقدام دلنوشته لکه‌های سکوت (مجالم ده ۲) | آلباتروس

تالار دلنوشته کاربران
ژانر اثر
  1. اجتماعی
دلنوشته: لکه‌های سکوت(مجالم ده ۲)
دلنویس: آلباتروس
ژانر: اجتماعی
مقدمه

ماه منم، در تاریکی‌ترین لحظه هم می‌درخشم. نورم زیبا و ستودنی‌ست. برخلاف درخشش خورشید، آرام بخش و قابل ستایشم.
خورشید منم، تاریکی‌ها را دور می‌کنم و سخاوتمندانه روشناییم را بر همگی می‌بخشم. حال کدام یک قابل ستایشیم؟
 
آخرین ویرایش:

Romanik Bot

رمانیک بات
کاربر VIP
شناسه کاربر
235
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-27
آخرین بازدید
موضوعات
51
نوشته‌ها
483
پسندها
5,198
زمان آنلاینی
4d 8h 32m
امتیازها
218
سطح
0
محل سکونت
romanik.ir

  • #1
screenshot-1266_eff3.png


به نام خداوند دل‌های پاک

سلام خدمت شما دل‌نویس عزیز!

متشکریم از شما برای انتخاب انجمن رمانیک جهت انتشار آثار ارزشمندتان.
خواهشمندیم قبل از شروع کردن نگارش دلنوشته‌تان، قوانین مذکور در تاپیک زیر را با دقت مطالعه فرمایید!
[قوانین و مراحل ایجاد تاپیک دلنوشته]

پس از ارسال حداقل ده پارت از دلنوشته خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.
[درخواست جلد برای دلنوشته]

پس از اتمام نگارش، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[درخواست نقد و تعیین سطح دلنوشته]

پس از رفع ایرادات گفته شده توسط منتقد، جهت بررسی دوباره و تعیین سطح مجدد اثرتان از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[تعیین سطح مجدد دلنوشته]

پس از اتمام نگارش دلنوشته، می‌توانید از طریق لینک زیر برای صوتی کردن دلنوشته خود اقدام کنید.
[درخواست صوتی شدن دلنوشته]

پس از اتمام نگارش دلنوشته، در تاپیک زیر اعلام کنید.
[اعلام پایان نگارش دلنوشته]

شما می‌بایست پس از اتمام اثرتون درخواست رصد اثرتان را دهید تا ممنوعات اثرتون بررسی بشه، برای درخواست از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست رصد

پس از اتمام رصد برای ویراستاری و ارسال اثر شما روی سایت، طبق موارد گفته شده در لینک زیر اقدام کنید.
[درخواست ویراستاری دلنوشته]

جهت انتقال اثر به متروکه و یا بیرون آوردن اثر از متروکه، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[انتقال و بیرون آوردن دلنوشته از متروکه]

متشکریم از حضور گرم و همکاری شما در انجمن رمانیک!

| مدیریت تالار ادبیات انجمن رمانیک |​
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #3
هی سلام! تنهایی؟ می‌تونم یک چند لحظه کنارت بشینم؟ پس می‌شینم.
اطرافت خیلی شلوغ و پر سر و صداست؛ ولی حس کردم با این وجود تنها باشی.
راستش می‌دونم حرف داری؛ ولی نمی‌دونم چرا همه‌شون رو قورت دادی؟ شاید از گفتنشون می‌ترسی.
ببین بهت قول میدم فقط بشنوم، باشه؟ قراره چشم‌هام رو ببندم و تنها گوش‌هام باز باشن، پس راحت باش، این‌بار قضاوت نمیشی، این رو بهت قول میدم، خب؟ حالا هر چی که توی سینه‌ات سنگینی می‌کنه رو بیرون بریز.
آه چرا پس ساکتی؟ عام خب بهت حق میدم، هنوز بهم اعتماد نداری، درسته؟
 

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #4
بذار اول من شروع کنم، اون وقت اگه خواستی تو هم همراهیم کن.
گاهی وقت‌ها ما دچار یک سری اشتباهات می‌شیم، اشتباهاتی که می‌تونه جبران پذیر باشه یا نا بخشودنی.
وقتی با تموم وجودت می‌دویی تا به مقصد برسی؛ ولی همچنان در جا می‌زنی، وقتی که خیال می‌کنی به قله نزدیک شدی؛ اما پاهات دیگه توانشون رو از دست دادن، یک نفر رو کنار خودت می‌بینی، بهش تکیه می‌کنی؟
 
آخرین ویرایش:

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #5
هه اشتباهه محضه اگه حتی واسه یک ثانیه هم بهش تکیه کنی، چون مطمئناً اون هم به قدری خسته هست که نتونه سنگینی تو رو تحمل کنه. در واقع این‌جا همه خسته‌ان و می‌خوان به همدیگه تکیه کنن، درست اشتباهی که اگه دیر متوجه‌اش بشیم، میشه عضو دسته دوم‌ها، غیر قابل برگشت و جبران!
این‌قدر متعجب نگاهم نکن گیاه کوچولو. راستش تنهایی تو بهونه بود، می‌خواستم یک رازی رو بهت بگم، آخه تو خیلی شبیه گذشته منی؛ ولی... نمی‌خوام که باشی.
 
آخرین ویرایش:

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #6
می‌بینی سرپام؟ فقط به خاطر چسب‌هاییه که زدم؛ اما اگه بارون بباره، رسوا میشم، آخه دیگه نمی‌تونم تیکه‌هام رو جمع کنم.
ضرب دست حماقت خیلی سنگینه، پس مراقب باش دردش نصیبت نشه، چون به زمان زیادی نیاز داری تا بتونی درمونش کنی، شاید هم هیچ وقت مداوا نشه.
فکر کنم بالاخره دارم صدات رو می‌شنوم. عه میشه یک خرده بلندتر صحبت کنی؟ آخه خیلی آروم حرف می‌زنی.
می‌ترسی از بلند صحبت کردن؟ چرا؟ اصلاً می‌دونی چیه؟ باید فریاد بزنی، باید اون‌قدر فریاد بزنی تا بقیه هم ببیننت، بفهمن تویی هم هستی که داری زندگی می‌کنی و حق انتخاب داری، پس لطفاً فریاد بزن تا گوش‌های بسته بشنون!
 
آخرین ویرایش:

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #7
هان؟ تنهایی داره آزارت میده؟ هوم، تنها!
ببینم کاری هم کردی که این حصار رو بشکنی؟
چی؟ به هر ریسمانی چنگ زدی؛ ولی فایده‌ای نداشت؟
میشه بدونم مثلاً چی کار کردی؟
نمی‌دونم الآن از جوابت بخندم یا عصبی بشم؟ مثل این‌که درست حدس زده بودم، داستان زندگی من واسه خیلی‌ها همچنان ادامه داره.
 
آخرین ویرایش:

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #8
تو واسه این‌که یکی بیاد و کنارت باشه، از خودت گذشتی؟ اون هم برای کسایی که هیچ ارزشی برات قائل نیستن؟ آه خیلی مسخره‌ست! آخه می‌دونی چیه؟ همون‌طور که گفتم، همه می‌خوان به هم تکیه کنن، همین باعث میشه بینشون وابستگی شکل بگیره. چه‌طور بگم؟ تو نمی‌تونی با این کارهات کسی رو پیدا کنی که با عشق بودن در کنارت رو به حضور در خیلی از جاها ترجیح بده.
 
آخرین ویرایش:

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #9
عجیبه شاید هم تلخ؛ اما حقیقته. حتی خود تو هم چون نمی‌خوای تنها باشی، دنبال دوستی، می‌بینی؟ همه‌مون فقط به فکر خودمونیم، این بد نیست‌ها منتهی روشی که برای نشون دادنش انتخاب می‌کنیم، اشتباهه.
سرت رو بالا بگیر، به این آسمون میگن سقف خدا، به زمین نگاه کن، به این میگن فرش خدا، این دنیا خونه کوچیکه اونه. کسی این‌جا صاحب‌خونه نیست، همه‌مون مهمون‌های این‌جاییم.
 
آخرین ویرایش:

آلباتروس

رمانیکی ثابت
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
ویراستار
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده کاربران
موضوعات
88
نوشته‌ها
1,360
راه‌حل‌ها
5
پسندها
10,693
زمان آنلاینی
66d 19h 28m
امتیازها
388
سطح
2
مدال‌ها
8

  • #10
برای همین بهتره خودت از خودت پذیرایی کنی، چون ممکنه حقت رو خیلی‌ها ضایع کنن، شاید همون‌هایی که لطف‌های زیادی رو در حقشون انجام دادی.
از نظر من عشق حقیقی و بی منت رو از صاحب این خونه طلب کن، کسی که بی توقع بهت عشقش رو می‌بخشه. از این رو کسانی می‌تونن معنی این حس پاک و ناب رو درک کنن که عشق اون زینت قلب‌هاشون شده باشه.
منظورم از عشق مهر ورزیدن نیست، چون خیلی‌ها بازیگرهای قهاری هستن.
 
آخرین ویرایش:

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
1
بازدیدها
38
پاسخ‌ها
5
بازدیدها
24

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

بالا پایین