در دست اقدام دلنوشته تمنای خیال| مهدیه مومنی

تالار دلنوشته کاربران
ژانر اثر
  1. تراژدی
اختصاصی بودن اثر ادبی
بله، این اثر اختصاصی می‌باشد و فقط در انجمن رمانیک نوشته شده است.
-copy_76qt.png


نام دلنوشته: تمنای خیال
نام نویسنده: مهدیه مومنی
ژانر: عاشقانه، تراژدی
مقدمه:
چه می شود روزی خیال تو با خیال من گره بخورد؟
چه می شود اگر توام روزی همانند من دل بزنی به دریای خیال؟!
بیایی پیش من تا به تو نشان بدهم که قشنگی های دنیا درون بودنت کنار من خلاصه می شود، چه می شود اگر با من تمام روزهای زندگی ات را سپری کنی و بیشتر از یک تمنای خیال با من باشی!
نمی خواهم از تو خواهش کنم که بمانی...!
می خواهم قلبت تو را محکوم به ماندن ابدی کند....!
 
آخرین ویرایش:

Romanik Bot

رمانیک بات
کاربر VIP
شناسه کاربر
235
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-27
آخرین بازدید
موضوعات
52
نوشته‌ها
507
پسندها
5,561
زمان آنلاینی
4d 17h 35m
امتیازها
218
سطح
0
محل سکونت
romanik.ir

  • #2
screenshot-1266_eff3.png

به نام خداوند دل‌های پاک​

سلام خدمت شما دل‌نویس عزیز!​

متشکریم از شما برای انتخاب انجمن رمانیک جهت انتشار آثار ارزشمندتان.​
خواهشمندیم قبل از شروع کردن نگارش دلنوشته‌تان، قوانین مذکور در تاپیک زیر را با دقت مطالعه فرمایید!​

پس از ارسال حداقل ده پارت از دلنوشته خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.
[درخواست جلد برای دلنوشته]

پس از اتمام نگارش، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[درخواست نقد و تعیین سطح دلنوشته]

پس از رفع ایرادات گفته شده توسط منتقد، جهت بررسی دوباره و تعیین سطح مجدد اثرتان از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[تعیین سطح مجدد دلنوشته]

پس از اتمام نگارش دلنوشته، می‌توانید از طریق لینک زیر برای صوتی کردن دلنوشته خود اقدام کنید.
[درخواست صوتی شدن دلنوشته]

پس از اتمام نگارش دلنوشته، در تاپیک زیر اعلام کنید.
[اعلام پایان نگارش دلنوشته]

پس از اعلام اتمام نگارش برای ویراستاری و ارسال اثر شما روی سایت، طبق موارد گفته شده در لینک زیر اقدام کنید.
[درخواست ویراستاری دلنوشته]

جهت انتقال اثر به متروکه و یا بیرون آوردن اثر از متروکه، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[انتقال و بیرون آوردن دلنوشته از متروکه]

متشکریم از حضور گرم و همکاری شما در انجمن رمانیک!​

| مدیریت تالار ادبیات انجمن رمانیک |​
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #2
دلنوشته شماره 1:
به زودی از این شهر پر هیاهو به سوی تو می آیم!
دیگر طاقت دوری از تو برایم جانکاه و طاقت فرسا شده است!
می خواهم فقط در کنار تو، با تو برای ابدیت زندگی کنم.
نمی خواهم با اینهمه دوری بیش از این عمرم را بیهوده تلف کنم!
عزیزجانم!
چقدر حتی فکر کردن به تو لذت بخش است برای این قلب بی قرار من!
چقدر محتاج نگاه گرمت، دستان پر از مهرت، قلب پر از محبتت هستم تا من را در عشق خود غرق کنند و رویایی زیبا برایم بسازند!
زندگی با تو فقط معنایی پر از خوشبختی دارد نه چیزی بیش از این!
روزی که چندان هم دور نیست از این شهر و آدم های بی روحش دل می کنم و به سمت تو و آینده ای پر از امید با تو پرواز می کنم، حتی دلم نمی خواهد یک لحظه را برای بودن با تو بیش از این از دست بدهم!
هر وقت که به تو می اندیشم درونم انگار کوهی از آرامش و دلگرمی سرازیر می شود.
خوشحالم که این بودن هایت درون زندگی ام ابدیست و قرار نیست کسی تو را از من بگیرد!
آرام جانم، تو قشنگ ترین تیتر هر روز زندگی منی...!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #3
دلنوشته شماره 2:
آغوشت را باز کن!
به روی منی که تمام هستی ام شده تو!
آغوشت را باز کن!
به روی منی که زندگی ام را وقف نگاه تو کردم!
می دانی چقدر از خودم گذشته ام تا بتوانم اینگونه عاشق تو باشم؟
دردهایی که در راه این عشق کشیده ام را تو یکبار هم تجربه کرده ای؟!
من برای تو و عاشق تو بودن از جانم گذشته ام، از تمام زندگی ام!
خب البته... تو ارزشش را داری، ارزش اینکه من اینگونه عاشقت باشم و دل به نگاه دریایی ات ببندم.
ارزش اینکه یک عمر منتظر بمانم تا تو به حرف بیایی و بگویی دوستم داری، تو ارزش عشق و عاشق شدن داری پس آنقدر منتظر می مانم تا قفل زبانت باز شده مرا در آغوشت حل کنی و زمزمه کنی:
*دوستت دارم به توان ابدیت!*
و من آن موقع دیگر هیچ چیز از این جهان خاکی نمی خواهم چون تو تنها خواسته ی قلب من بودی و هستی و خواهی ماند!
یعنی می شود آن روز بیاید؟!
ترس اینکه تو هیچ وقت نخواهی به من ابراز عشق کنی بدجور مرا آزار می دهد اما خب جز انتظار مگر راه چاره دیگری دارم؟!
آغوشت را باز کن به روی منی که یک لحظه با تو بودن را فدای بودن های همیشگی با غیر از تو، می کنم....!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #4
دلنوشته شماره 3:
زیبای دوست داشتنی من!
می خواهم تو را برای همگان توصیف کنم!
از چشمان رویایی و دلربایت که بگویم همه عاشق تو می شوند!
اما خب شنیدن کی بود مانند دیدن؟
مگر تا تو را ندیده باشند پی می برند که تو چقدر زیبایی؟
تو آنقدر زیبا و طنازی که با یک نگاه مخمورت مرا درگیر خودت می کنی و نمی توانم لحظه ای فکرم را به جایی دیگر معطوف کنم، آنقدر جذابی که تمام لحظاتم را می دهم تا تو را تنها یکبار میان آغوشم بگیرم و در تو حل بشوم!
نمی دانم لیاقت داشتن تو را دارم یا نه اما این را خوب می دانم که عجیب قلبم برایت می تپد و با تمام وجودم حاضرم خودم را فدای نگاه تو کنم!
فدای آن لبخند دلربایت!
فدای صورت دلنشین و لحن قشنگ حرف هایت!
من یک عاشق نیستم، من دیوانه ای هستم که جز تو هیچ کس و هیچ چیز دیگر را نمی بیند!
چقدر به این دیوانگی می بالم را فقط خدا می داند!
کاش توام به اندازه ی من، به من دل ببندی آن وقت دیگر دنیا برایم مانند عسل شیرین می شود، کاش نگاه مخمورت را به من بدوزی و لـ*ـب هایت زمزمه های عاشقانه سر دهند و من آن لحظه برای آن نگاه زیبا بمیرم و بمیرم و بمیرم....!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #5
دلنوشته شماره 4:
ای آنکه هستی و ندارمت...!
ای آنکه می توانی در کنارم باشی و دور از منی!
ای آنکه دل برده ای از من بی نوا، بی آنکه بدانی بی تو چه دردی می کشم!
ای کاش بیایی و خط بطلان بکشی به روی تمام نبودن هایت!
ای کاش زندگی ام پر از شود از حضورت در تک تک لحظات زندگی ام!
ای کاش آنقدر در پیش چشمانم راه بروی که دیدگان در حسرتم سیراب شوند از بودن های همیشگی ات!
ای کاش تو را دائما داشته باشم تا این غم دوری از دلم برود!
عزیزجان، تو مرهم این قلب و دلی!
تو جانی!
زندگی منی!
ای کاش بیایی و در کنار این مجنون شیدایت تا ابد بمانی، تا من سیر شوم از حسرت دیدار رویت....!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #6
دلنوشته شماره 5:
کسی تا به حال نتوانسته به اندازه ی تو، دل از کف من ببرد!
تا به حال ندیده ام قلبم برای کسی تا این حد، تندتند بر سینه ام بکوبد!
تا به حال ندیده ام کسی تا به این حد، جان من شود!
تو چه کرده ای با من که اینگونه شیدایت شده ام؟
جان من، تو همان قصه ی نابی که سرانجامت منم!
تو در ابتدای راهی هستی که من در انتهایش انتظارت را می کشم، تا پیش بیایی و در آغوشم آرامش ابدی هدیه کنی به هردویمان!
تو تنها کسی هستی که دل برایش درون سینه بی قراری می کند، وگرنه که اسمش را نمی گذاشتند عشق!
تو همان لحظه ی شیرین وصالی وقتی به روی من لبخند می زنی و من دیگر چه می خواهم از این زندگی؟!
تو بهترین اتفاق زندگی منی، آنقدر زیبا درون تک تک لحظاتم جا خوش کرده ای که گمان نمی کنم هیچ گردبادی بتواند تو را تکان بدهد تا بخواهد از زندگی ام بیرونت کند، می دانم که خدا تو را آفرید تا مکمل من باشی تا قلبم را کامل کنی!
آنقدر برایم دلنشینی که یک تار موی تو شاهرگ من است.....!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #7
دلنوشته شماره 6:
چه حس خوبیست داشتن تو!
تو زیباترین رویایی هستی که توی ذهنم همیشه می پروریده!
تو طلوع دل انگیزی هستی که درون تاریکی های زندگی ام تابیدی و تمام ظلمات تنهایی را نابود کرده ای با بودن هایت!
تو آنقدر در نظرم خواستنی و لایق ستایشی، که اگر کفر نباشد بعد از خدا تو را می پرستم!
آرام جان، چقدر خوب است که حضور تو را در تک تک لحظات زندگی ام حس می کنم، چقدر به من حس آرامش می دهد نگاه آرامش بخشت!
چقدر برایم گرانبهاست وجود مهربانت وقتی با آن نگاه دلربا، تمام ذهنم را غرق در آرامشی ابدی می کنی و خدانکند که گرمای این نگاه لحظه ای از من دور شود یا گرمایش را از من دریغ کند!
ای تمام آنچه که از خدا می خواهم، بودنت را همیشگی کن تا بتوانم تا آخر عمر، خوشبختی را حس کنم و بدانم که تو آرامش بخش قلب منی!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #8
دلنوشته شماره 7:
چشمانت، آتشی عجیب است بر دل من!
آنقدر محوشان می شوم که دنیا و آدم های درونش را از یاد میبرم!
آنقدر این دو گوی مخملی ات، زیبا و دلنشین هستند که من را تا اوج عشق می کشانند!
چشمان تو جادویی خاص دارند که آدمی را محسور می کنند، آنقدر جذابن که دلبری کردن را لحظه ای از یاد نمی برند و من را به خلصه می کشانند!
چشمانت را خیلی دوست دارم آرام جان!
تو زیباترین دلیل برای زندگی من هستی، عاشقانه هایم برای تو تمامی ندارند، خوشحالم چون تو درون قلبم ریشه کرده ای!
چشمان دریایی ات مانند موج های زیبای خروشان گاهی آرام هستند و گاهی طوفانی، اما من می خواهم آنقدر به تو عشق بورزم و محبت کنم که دریای نگاهت هیچ وقت طوفانی نباشد تا من نیز بتوانم با آرامشش، آرام شوم و هیچ وقت غم را درون زیبایی چشمانت نبینم!
آرام جان، عجیب در دلم ریشه کرده ای...!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #9
دلنوشته شماره 8:
تو همانی که همانند کوه پشتیبانی!
محکم و با اقتدار!
آن قدر که آب در دل چون منی تکان نخورد!
تو همانی که با تکیه بر بازوان مردانه ات، غصه و غم، ترس و دلهره، اضطراب از آینده مبهم، همه و همه رخت بر میبندند و میروند که میروند که میروند چون می فهمند که با حضور تو، آنها دیگر معنایی ندارند!
خدا میداند که بودن تو در زندگی ام، چقدر به من حس آرامش و حس اعتماد به نفس می دهد تا به راحتی بتوانم در برابر سختی ها قد علم کنم و هرگز هراسی به دل راه ندهم!
جانا، تو را از بین صدها گل جدا کردم، در سینه آتش عشق تو را برپا کردم، برای یک عمر زندگی من تو را، تو را و فقط تو را انتخاب کردم...!
 

.Mahdieh

رمانیکی فعال
نویسنده افتخاری
شناسه کاربر
940
تاریخ ثبت‌نام
2021-09-17
آخرین بازدید
موضوعات
12
نوشته‌ها
273
پسندها
2,794
زمان آنلاینی
7d 19h 43m
امتیازها
149
سطح
1
مدال‌ها
6
سن
22
محل سکونت
√کره خاکی√

  • #10
دلنوشته شماره 9:
عزیزتر از جانم...!
این جمله ی کوتاه چقدر معنای بزرگی دارد!
یعنی تو از جان برای من عزیزتر هستی!
باورت می شود؟!
چه کسی را می شناسی که جانش برایش مهم نباشد؟ یا چه کسی را می شناسی که یک انسان را از جان خود بیشتر دوست بدارد؟
من تو را بیشتر از جانم دوست دارم، بیشتر از زندگی ام!
بیشتر از بودنم در این عالم هستی!
تو برای من تنها یک انسان نیستی، تو برای من دلیل زندگی هستی!
دلیل بودنم در این دنیا!
تو آنقدر برای من مهمی که از جان با ارزش تری!
هیچ وقت نمی توانم تصور کنم که چیزی در این جهان برایم با ارزش تر از تو باشد، هیچ چیز نمی تواند با تو برابری کند، تو آنقدر عمیق در قلب من حک شده ای که هیچ چیز نمی تواند تو را از روی قلبم پاک کند!
*عزیزتر از جانم دوستت دارم*
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 2)

بالا پایین