اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام دلنوشته تاوان | مینا مرادی

به نام او...
نام اثر: تاوان
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه ـ تراژدی

مقدمه:
دلی که شکست، مانند چینی بندزده می‌شود؛ اما
ترَک‌هایش در ته‌‌وتو‌های قلبم به یادگار می‌ماند.
آخرش را می‌سپارم به دست خدایی که خوب می‌داند،
کجا و چگونه تاوان بگیرد.​
 
20230912-190802-rpnm.jpg

سلام خدمت شما دلنویس عزیز

متشکریم از شما بابت انتخاب انجمن رمانیک برای نگارش آثار ارزشمندتان

خواهشمندیم قبل از شروع دلنوشته‌ی خود، قوانین مذکور در تاپیک زیر را با دقت مطالعه کنید.
قوانین ایجاد دلنوشته

پس از ارسال حداقل ده پارت از دلنوشته خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.

درخواست جلد برای دلنوشته

آموزش درخواست جلد رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش درخواست جلد برای دلنوشته​

پس از اتمام نگارش، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست نقد و بررسی دلنوشته

پس از اتمام نگارش دلنوشته، در تاپیک زیر اعلام کنید.
تاپیک اعلام پایان تایپ

شما می‌بایست پس از اتمام اثرتون درخواست رصد اثرتان را دهید تا ممنوعات اثرتون بررسی بشه، برای درخواست از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست رصد برای دلنوشته

بعد از اتمام رصد، مدیران هر تالار تاپیک‌های مربوطه رو ایجاد و نظر شما رو در پایان میپرسند و نیازی به ایجاد تاپیک‌های مختلف تا بر روی سایت رفتن اثر نمی‌باشد.

در صورت علاقمندی به صوتی شدن اثر خودتان، در لینک زیر درخواست صوتی شدن دهید.
درخواست صوتی شدن دلنوشته

آموزش و قوانین درخواست صوتی شدن رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش و قوانین صوتی شدن

جهت انتقال اثر به متروکه و یا بیرون آوردن اثر از متروکه، از طریق لینک زیر اقدام کنید.

درخواست انتقال یا خروج از متروکه

|متشکریم از حضور گرم و همکاری شما در انجمن رمانیک!

| مدیریت تالار ادبیات انجمن رمانیک |
 
در کوچه پس‌کوچه‌های شهر قدم می‌زنم.
خودم را به آن‌ها سپرده‌ام.
می‌خواهم ببینم مرا به کدامین سو خواهند کشید.
زمزمه‌ی زیر لبم آشناست:
یک... دو... سه... چهار... .
ناخودآگاه خود را روی لبه‌ی جدول می‌یابم.
دست‌ها را کمی از بغل باز کرده‌ام و از حفظ و بدون لغزش، روی آن راه می‌روم.
می‌توانم حس کنم سنگینی نگاهت را.
می‌دانم باز از جای دنجِ همیشگی به تماشایم ایستاده‌ای.
قدمی بردار به سویم تا باقی راه را،
پروانه‌وار به سمتت پرواز کنم.
چرا از مخفی‌گاهت بیرون نمی‌آیی؟!
پروانه اگر تقلا نکند و پیله را نشکافد که پروانه نخواهد شد.
با تو آموختم بی‌لغزش راه رفتن را؛
اما تاوان ساکن ماندن‌ات این است که ببینی،
بی تو مسیر را طی می‌کنم
و می‌رسم به آرزوهایی که با هم مشق‌شان کردیم.
 
با تو حال دلم همیشه بهاری‌ست.
درختان امّیدم، جوانه‌ی عشق می‌دهند و
قناری‌های عاشق بر شاخه‌هایش لانه می‌سازند.
سبزه‌های دشتِ دلم همیشه سبز و تازه‌اند.
بوی ریحان از آن دورها به مشام می‌رسد!
رودخانه‌ای صاف و زلال‌ همیشه در آن جاری است؛
اما...!
اما تاوان دوست داشتن‌ات را به‌گونه‌ای داده‌ام‌!
دلم را جور‍ِِ ناجوری به شکستن عادت داده‌ای.
برایت دلم را در طبقی گذاشته و پیشکش‌ات کردم
و تو پس زدی!
پس زدی دلی را که برایت آذین بسته‌ بودم!
آذین به عشق، محبت، دوستی، یک‌رنگی... .
ولی تو با یک‌رنگی خو نگرفته‌ای.
در پی و خاک دلت جوانه‌ی غرور کاشته‌ای؛
پس منتظر حاصل غرورت باش که جز
تنهایی و حسرت،
چیزی برداشت نخواهی کرد.
 

لبخندی عاریه بر لب داری.
در کوله‌بارت، حسرت به دوش می‌کشی و
چشمانت غمِ دنیا را فریاد می‌زنند.
می‌پنداری که من نمی‌فهمم.
دریغ و صد افسوس که من رج‌ به رجت را از برم!
 
عشق با آذرخشِ خواستن آغاز می‌شود و با
جرقه‌ای از شک و دودلی پایان می‌یابد.
عشق هم شده ملعبه‌ی دستِ عاشق‌نماهایی که
تکلیف‌شان را با خود مشخص نکرده،
پای کسی را وارد میدان می‌کنند که نقش رهگذر را دارند.
همیشگی نیستند!
ابدی نیستند!
ماندنی نیستند!
ماندنی کسی ست که به پای خودت و عشقت،
ثانیه‌ها که نه،
سال‌های عمرش را باخته است.
این است تاوان ماندنی شدن!
 
در این برهوت احساس که هر کجا می‌روی چشمی می‌بینی که زیر نظرت دارد،
سست نشو، نلرز؛ محکم باش و برای آرمان‌هایت بجنگ.
طوفان به پا کن؛ اما درونت را لبریز کن از حس آرامش.
نگذار چشمانی که تو را هدف گرفته‌اند، زمین خوردنت را ببینند.
طعمه‌ی خواسته‌هایشان نشو.
دست سمت هر خس و خاشاکی دراز نکن.
گاهی تنها بودن و تنها زیر آوارهای مشکلات لهیده شدن،
می‌ارزد به تکیه دادن به هر دیواری که
خودت هم می‌دانی،
آوار شدن را انتخاب کرده است.
 

در جاده‌ای که سراسر برف است و هوایش بورانی،
تو باید باشی که دلم گرم شود.
وجدان خفته‌ات را بیدار کن.
در هوای دونفره‌ی دلم،
تنهایی یکه‌تازی می‌کند!
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
4
بازدیدها
333
پاسخ‌ها
1
بازدیدها
151
پاسخ‌ها
6
بازدیدها
454

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا