در دست اقدام دلنوشته‌قصه‌ی دیروز، راز فردا | پانیک۳۱۵

تالار دلنوشته کاربران
ژانر اثر
  1. اجتماعی
  2. تراژدی
نام دلنوشته: قصه‌ی دیروز، راز فردا
دلنویس: پانیک۳۱۵
ژانر: اجتماعی،
مقدمه:
در‌ این زمانه؛ همه چیز رنگ و بویی دگر گرفته،
زندگی‌ها، همانند یک حسرت؛ برای دريافت
یک شادی معمولی شده،
آدمی را چه شده است؟! صبور باشید!
در‌ هر چیز‌؛ حکمتی نهفته است، آن را می فهمید
و هم معجزه‌اش را می‌بینید
 
آخرین ویرایش:

Romanik Bot

رمانیک بات
کاربر VIP
شناسه کاربر
235
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-27
آخرین بازدید
موضوعات
52
نوشته‌ها
507
پسندها
5,561
زمان آنلاینی
4d 17h 35m
امتیازها
218
سطح
0
محل سکونت
romanik.ir

  • #2
screenshot-1266_eff3.png

به نام خداوند دل‌های پاک​

سلام خدمت شما دل‌نویس عزیز!​

متشکریم از شما برای انتخاب انجمن رمانیک جهت انتشار آثار ارزشمندتان.​
خواهشمندیم قبل از شروع کردن نگارش دلنوشته‌تان، قوانین مذکور در تاپیک زیر را با دقت مطالعه فرمایید!​

پس از ارسال حداقل ده پارت از دلنوشته خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.
[درخواست جلد برای دلنوشته]

پس از اتمام نگارش، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[درخواست نقد و تعیین سطح دلنوشته]

پس از رفع ایرادات گفته شده توسط منتقد، جهت بررسی دوباره و تعیین سطح مجدد اثرتان از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[تعیین سطح مجدد دلنوشته]

پس از اتمام نگارش دلنوشته، می‌توانید از طریق لینک زیر برای صوتی کردن دلنوشته خود اقدام کنید.
[درخواست صوتی شدن دلنوشته]

پس از اتمام نگارش دلنوشته، در تاپیک زیر اعلام کنید.
[اعلام پایان نگارش دلنوشته]

شما می‌بایست پس از اتمام اثرتون درخواست رصد اثرتان را دهید تا ممنوعات اثرتون بررسی بشه، برای درخواست از طریق لینک زیر اقدام کنید.​

پس از اتمام رصد برای ویراستاری و ارسال اثر شما روی سایت، طبق موارد گفته شده در لینک زیر اقدام کنید.
[درخواست ویراستاری دلنوشته]

جهت انتقال اثر به متروکه و یا بیرون آوردن اثر از متروکه، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
[انتقال و بیرون آوردن دلنوشته از متروکه]

متشکریم از حضور گرم و همکاری شما در انجمن رمانیک!​

| مدیریت تالار ادبیات انجمن رمانیک |​
 

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #2
حکایت عجیبی دارد، حنجره هایی که لاف می‌زنند و آدمهایی که ادعای، بلند پروازی و بزرگی روح های خویش را دارند، این روزها به دوست داشتن ها واکنش نشان می‌دهیم؛ شاید، خدا خواسته است که آدمک ها را بشناسیم. چاره‌ای دگر نیست، واجب است به مانند یعقوب صبر را پیشه کنیم.دلم برای زمستان سرد دلهای آدم‌ها می سوزد !غریب و بی‌صدا ،می‌آید! و در دل انسان ها پیله می‌بندد.گویی، سردی همه‌چیز را به صفر‌ رسانده باشد!با سکوت، سخن می‌گوییم .دلم، بهار می‌خواهد !بهاری که دیگر، رنگ و بویی ندارد!اشتیاقی در آمدن این فصل نمی‌بینم.
 
آخرین ویرایش:

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #3
ای کاش ،گوشی داشتیم ؛برای حرف هایی نا گفته، دردهای دل و شانه‌ای که به‌ آن تکیه کنیم و آرام اشک‌های تنهایی را پذیرا باشد، آه و امان از تنهایی و احساس سرد بی‌کسی دلم ،گرفته است از بازی‌های زمانه‌، ای مرگ بر این، گذر ثانیه ها، آیا درد را از زمزمه‌های بارش چشمانم نمی‌بینید؟ اما،گل اگر خار نداشت‌، دل اگر بی غم بود، اگر از بهر کبوتر، قفسی تنگ نبود، همه‌ی زندگانی بی معنا بود.
 
آخرین ویرایش:

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #4
گویی؛ آسمان‌خاطره ها به وقت غروب، حسابی دلگیر می‌شود.
حس غریبی‌ست،دانه‌هایی‌ غلطان، درشت و پر از آب که بر جاده دل ما انسان‌ها بزند،
می‌گفتند: باران که می بارد، بوی خاک همیشه تشنه، بلند می‌شود . . .
خاک و بوی رطوبت آن دوست داشتنی است،
عجیب است که تنها ادامه می‌دهیم در زیر این باران‌حتی به درخواست چتر هم جواب رد می‌دهیم
گاهی عمیقاً مایلیم « ماهی » باشیم! حافظه هایمان محکوم به هشت ثانیه‌ای است !
بی هیچ « خاطره » . . .هیچ !
 
آخرین ویرایش:

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #5
برای ادامهٔ مسیر زندگی، ...تنها، دو راه وجود دارد!
یا در میان پیچ و خم های زندگی و طوفان مشکلات، استوار بایستی و حال خوب را بسازی،
یا آرام بنشینی و ویران شدن کاخ رویاهایت را به جان بخری،و به یاد خاطرات سوخته آینده ات را به آتش بکشی ...هنگامی که در گذشته غلت زنی هیچ گاه، نمی توانی زندگی واقعی را لمس کنی ⁦⁦⁦.
 

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #6
گاهی، زندگی مشکلاتی برای ما خواهان‌است, برای حل کردنش هیچ کاری ثمره‌ای ندارد،
کلافگی و سردرگمی طبیعی است،احساس پوچی که پیام رسان رسیدن به بن بست زندگی است،گویی دیگر هیچ چیز برای لذت بردن نیست,همه چیز، تغییر می کند،صبح، شب می شود
 

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #7
دلهره ای دارم از آینده‌ که خبری، ندارم.
نمیدانم، باز هم می‌شود که هر وقت اراده کنیم،خطوط قرمز بن‌بست‌ها را دنبال کنیم،
از روی نیمکت همیشگی خاطره‌ها گذر کنیم و از دیدن دارکوب ها ذوق کنیم،
گربه ها را دنبال کنیم
من از آینده خبر ندارم، نمیدانم، باز هم کفش های گل گلی دخترانه را به آن هایی که خانومانه است ترجیح میدهم یا نه؟!
نمیدانم ...
ما از فرومایگی ها استقبال نباید بکنیم, بلکه می خواهیم اول چنین روحیه های بیماری را در هم بشکنیم.
 
آخرین ویرایش:

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #8
من در این کلبه‌ی خاموشِ تنهایی؛
سال ها نشسته و به نصیحت های ماهِ اغواگر گوش سپرده ام.
این اواخر؛کودتای ماه برایم آشکار گشته است،
دیگر سفره ی دردهایم را برایش پهن نخواهم کرد.
ما از همان کودکی در دنیای ساختگی خویش زندگی کردیم
تمام سطر هایِ دفتر شعر از غصه سیاه گشته وجایی برای دوای تنهایی باقی نمانده است.
مگر این که خود با دست هایمان؛ضربه ای روی درِ این کلبه بنوازیم و شب دنباله دار خود را به صبح برسانیم...
 
آخرین ویرایش:

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #9
ما، میتوانیم خالق، عشق باشیم؛
به سرزمین شادی، قدم بگذاریم
میتوانیم،
دوستانمان را در آغوش بگیریم.
و به آنها، زیباترین لبخند را هدیه کنیم.
به همه سلام بگوییم،
میتوانیم به جایی برسیم که پخته تر از چند سال پیش خود باشیم.
با هر حرفی نرنجیم ...
با هر نگاهی نشکنیم ...
و با هر حدس و گمانی
زندگی را زیر و رو نکنم
 

shadi.gh.m

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
کاربر VIP
تیم تبلیغات
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
مدیر تالار حقوق+تدوینگر+رمانیکی‌خوان+گوینده+رصدکننده
شناسه کاربر
185
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-02
آخرین بازدید
موضوعات
220
نوشته‌ها
905
راه‌حل‌ها
1
پسندها
8,407
زمان آنلاینی
80d 23h 39m
امتیازها
419
سطح
2
مدال‌ها
7
سن
19
محل سکونت
جنوبی هستم ♥️ افتاد؟

  • #10
این جهانِ بزرگ را باید، همانند کتابی بازدید ؛
همانند کتابی که در انتظار خواننده‌اش است.
هر روزش را باید جداگانه خواند.
تاریکی ها، اندک روشناییِ به جا مانده را، ناشیانه می بلعیدند.
می ترسم،
از شهری که خیال را،
خاموش کرده است.
می ترسم،
من را بر پیشانی نوشتت نبض بزن
موی پریشان که جای خود.
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 2)

بالا پایین