اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

متن تکست های عربی

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

~Romaysa_paX~

رمانیکی حامی
Thread Owner
رمانیکی
شناسه کاربر
21
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-26
نوشته‌ها
1,342
راه‌حل‌ها
8
پسندها
5,628
امتیازها
353
محل سکونت
میان غصه‌های فانی و شادی‌های مستدام!
سکه
4,427
سلااااام خدمت مهمانان و کاربران عزیز انجمن رمانیک

اهم اهم با اجازتون میخوام توی این تاپیک تکست های عربی بذارم البته همراه با ترجمه فارسی...

امیدوارم خوشتون بیااااد



لیش الزمن ظالم والیحب مظلوم؟ حبک ابگلبی دم بس من شوفتک محروم

چرا دنیا ظالمه و اونی که کسیو دوست داره مظلوم؟ عشقت تو دلم دائمیه ولی از دیدنت محرومم



غیب عن عنیا ضیع من ایدیا سیبنی عذابی لدموع عینیا

از پیش چشمانم دور شو از بین دستانم ناپدید شو و من را همراه با رنجی که می کشم و اشکی که از چشمانم می چکد تنها بگذار …
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عندما یحب الرجل المرأة بصمت ..

یخسر کل شیء حتى هی…

وعندما تحب المرأة الرجل بصوت..

تخسر کل شیء حتى هو!

ففی الحب الصمت جریمة الرجل

والصوت جریمة المرأة…

ترجمه فارسی

آنگاه که مرد به زبان نمی‌آورد زن را دوست دارد

همه چیز را از دست می‌دهد، حتی آن زن را…

و آنگاه که زن به زبان می‌آورد مرد را دوست دارد

همه چیز را از دست می‌دهد، حتی آن مرد را…

در عشق

سکوت جنایت مرد است

و حرف زدن، جنایت زن…
 
لو حبنا غلطه
ترکنا غلطانین
ما زال عشقانین
مع بعض مرتاحین

اگر عشق ما خطاست
بگذارید خطاکار بمانیم
ما هنوز هم عاشقیم
و در کنار هم احساس آرامش میکنیم
 
رسالتُك في صندوق بريدي

جزيرةُ ياقوتْ..

وتسألين عن بيروتْ..

بيروت، ساحاتُها، مقاهيها، مطاعمُها،

مرفأها.. بواخرها.. كلُّها تصبُّ في عينيْكِ

ويوم تغمضين عينيكِ..

تختفي بيروتْ.

ترجمه شعر:

نامه‌ هایت در صندوق پستی من

کبوترانی خانگی‌اند

بی‌تاب خفتن در دست‌هایم

یاس‌ هایی سفیدند

به خاطر سفیدی یاس‌ ها از تو ممنونم
 
بدی أعطی عیونک وعد
رح نبقى دایماً لبعض
لولا بوکرا ترکنا بعض
هی أکبر غلطه
مکتوب علینا نشتاق
للحب الهنی
تیخلص عمر الأشواق
تتفنى الدنی

دنیا برایم هیچ اهمیتی ندارد وقتی تو در کنارم هستی
برایم اهمیت ندارد که انها چه میخواهند میدانم
که من چه میخواهم
میخواهم که تو را بیشتر از این دوست داشته باشم …
 
یوماً ما قلنا لن نفترق إلا بالموت…

تأخر الموت و افترقنا..

ترجمه شعر

روزی گفتیم

فقط مرگ می‎تواند ما را از یکدیگر جدا کند…

مرگ دیر کرد

و ما از یکدیگر جدا شدیم…
 
وینک قلبی اتعذب فی هواک
وینک قلبی العاشق ما ینساک
لا جوابات یا ناسینی فیهم شوق و ود وشایلین سلامات
کل یوم راح تجینی ترد لقلبی البسمه و للیل النجمات

کجا هستی قلب من در عشق تو رنج و سختی زیادی کشید
کجا هستی قلب عاشق من هرگز تو را فراموش نمی کند
به نامه های من پاسخی نمی دهی در حالیکه نامه های من سرشاردلتنگی و محبت هستند و در آن درود های بیشماری برای تو فرستاده ام
هر روز به خود می گویم که امروز از راه خواهی رسید و لبخند را به قلبم و ستاره ها را به آسمان باز خواهی گرداند …
 
فی أی غرف بیتک تقع صور حبیباتک

لأعلق لهن الأزهار و زینات العید؟

اعذرنی… حبی لک غیر متحضر

یجهل الغیرة و شهیة التملک…

انه عفوی… بدائی.. ساذج… بسیط کالمطر

ینخرط فی قبیلة عشقک

دونما طقوس و مراسیم

أو اوسمة او فواتیر او دموع…

ترجمه فارسی شعر

عکس معشوقه‌هایت را داخل کدام‌یک از اتاق‌های خانه‌ات آویزان می‌کنی،

تا برای آنان شکوفه و تزیینات عید آویزان کنم؟

مرا ببخش… که عشق ِ من به تو متمدن نیست…

حسادت و اشتهای مالکیت را ندیده می‌گیرد

سخت‌گیر و بدَوی و ساده‌لوح و مثل باران ساده است…

و بی‎هیچ مراسم و آیین

و یا رنگ و فاکتور و اشکی

به قبیله‎ی عشق تو قدم می‎گذارد…
 
حلمت بکِ أمس.. وکأنکِ قطعه سکر..
تذوبین.. تنصهرین.. فی فمی.. فی أضلعی.. وهل یوجد أحلى من السکر؟
حلمت بک أمس وکأنک غصن أخضر..
تتمایلین.. ترقصین.. وتنحنین.. على تضاریسی.. وهل یسعدنی أکثر من کونک غصن أخضر؟
حلمت بکِ أمس.. وکأنک قطعه مرمر..
تتکسرین.. وتتجمعین.. ثم إلى حطام بین ثنایای تتحولین..
وهل یحلم الإنسان بأکثر.. من أن یملک.. یمسک.. قطعه من مرمر؟
حلمت بکِ أمس.. وکأنک مسک وعنبر..
تفوحین و تعبقین.. و فی أنفاسی تسکنین..
وهل یزیدنی نشوه أکثر.. من أن أستنشق مسکا وعنبر؟

ترجمه فارسی

دیروز تو را به خواب دیدم.. و انگار تکه نباتی بودی..
ذوب می‌شدی.. حل می‌شدی.. در دهانم.. درون دنده‌هایم.. مگر شیرین‌تر از نبات هم یافت می‌شود؟
دیروز خوابت را دیدم و انگار شاخه‌ای سبز بودی..
خرامان.. رقصان.. روی ناهمواری‌هایم.. خم می‌شدی.. مگر چیزی بیش از اینکه شاخه‌ای سبز باشی، خوشحالم می‌کند؟
دیروز تو را در خواب دیدم.. و انگار قطعه‌ای مرمرین بودی..
خرد می‌شدی و.. جمع می‌شدی.. بعد هم در اعماقم به آوار بدل می‌شدی..
مگر آدم آرزویی فراتر از تصاحب و.. در دست گرفتن تکه‌ای از مرمر را در سر می پروراند؟
دیروز تو را در خواب دیدم و.. انگار که عود و عنبر بودی..
عطر تو می‌تراوید و جان‌فزا می‌شد.. و درون نفس‌هایم ساکن می‌شدی..
مگر جز بوییدن عود و عنبر هم.. چیزی بر وجد و سرمستی‌ام می‌افزاید؟
 
مش هاممنی الدنیی کلا وانت حدی
مش همی هنی شو بدون
بعرف شو بدی
بدی حبک أکتر بعد

دنیا برایم هیچ اهمیتی ندارد وقتی تو در کنارم هستی
برایم اهمیت ندارد که انها چه میخواهند میدانم
که من چه میخواهم
میخواهم که تو را بیشتر از این دوست داشته باشم …
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا