مسابقه « برترین های نویسندگی » داغ ترین مسابقه رمان نویسی + جوایز و چاپ رمان در انتشارات

تالار چالش و مسابقات

Mohammad MZ

رمانیکی معروف
پرسنل مدیریت
مؤسس
وبلاگ‌نویس
طراح
مترجم
هنرجو
مدیر
وبلاگ‌نویسی
شناسه کاربر
1
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
آخرین بازدید
موضوعات
16
نوشته‌ها
420
راه‌حل‌ها
18
پسندها
12,297
زمان آنلاینی
92d 6h 30m
امتیازها
298
سطح
4
مدال‌ها
10
سن
23
محل سکونت
127.0.0.1

  • #1
books1.jpg


سلام
وقتتون بخیر
در این مسابقه ی کاملاً ادبی که مربوط به رمان نویسی هست قصد داریم نویسنده ها رو ترغیب کنید تا با انگیزه مضاعف به علاقه خود ادامه بدن.
این وسط ما هم به برترین های این نویسندگان جوایزی هم اهدا میکنیم.



نفر اول: 100 امتیاز + 1000 پسند + مدال نفر اول + معرفی اثر جهت چاپ در انتشارات

نفر دوم: 80 امتیاز + 800 پسند + مدال نفر دوم + معرفی اثر جهت چاپ در انتشارات

نفر سوم: 50 امتیاز + 500 پسند + مدال نفر سوم + معرفی اثر جهت چاپ در انتشارات


و به نفرات چهارم تا دهم نفری 10 امتیاز + 100 پسند تعلق خواهد گرفت.

** شرح مسابقه **

1. برای شروع، نویسنده باید خود و اثر مربوطه را معرفی کند.

به شرح ذیل؛

نام نویسنده:
نام اثر:
ژانر:
خلاصه اثر:
لینک تاپیک اثر در انجمن رمانیک:



2. هر اثر باید حداقل 30 پارت داشته باشد.


3. اثراتی که اختصاصی باشند، یعنی فقط در انجمن رمانیک نوشته شوند از شانس بالاتری برای برنده شدن برخوردار هستند.


4. با توجه به طولانی بودن فرآیند رمان نویسی و مشغله هایی که ممکن است برای نویسنده پیش بیاید، تا آخر سال 1400 مهلت هست. و در نوروز سال جدید برندگان معرفی خواهند شد.


5. هرگونه تغییر در قوانین در همین نوشته اعلام میگردد.






novelman.jpg
 

نیلوفر آبی

رمانیکی
رمانیکی
شناسه کاربر
133
تاریخ ثبت‌نام
2020-11-07
موضوعات
3
نوشته‌ها
148
راه‌حل‌ها
2
پسندها
987
زمان آنلاینی
1d 9h 4m
امتیازها
73
سطح
0
محل سکونت
خونه ی نفس اینا

  • #2
نام نویسنده: نیلوفر آبی(قسم همدم)
نام اثر: گیتار عشق
ژانر: عاشقانه
خلاصه اثر:

داستان از جايى شروع مي‌شه كه يه دختر جوون بیست ساله، ميشه طرفدار يه خواننده‌ى جوون و تازه‌كار به اسم تيرداد جام! خواننده‌اى كه ساز حرفه‌ايش گيتاره و همين باعث ميشه دختر قصه‌مون كه از قضا گيتاريست هم هست، با اين آقا آشنا بشه و بشه طرفدارش اما همه چيز از اون‌جايى تغيير مي‌كنه كه يه گيتار، باعث مي‌شه كه آقاى تيرداد جام هم دخترک ما رو بشناسه. و اين تازه شروع ماجراست...


لینک تاپیک اثر در انجمن رمانیک:در دست اقدام - رمان گیتار عشق | نیلوفر آبی
 

melina.vampire

رمانیکی
رمانیکی
شناسه کاربر
664
تاریخ ثبت‌نام
2021-07-22
آخرین بازدید
موضوعات
1
نوشته‌ها
45
پسندها
195
زمان آنلاینی
1d 12h 37m
امتیازها
28
سطح
0
محل سکونت
اصفهان

  • #3
نام رمان : دلبر شیطان
ژانر : #عاشقانه #علمی_تخیلی
نویسنده :melina.vampire
خلاصه : رمان درمورد دختریه که توی یه خانواده‌ی خوب و ثروتمند بزرگ شده تا اینکه بخاطر یه حادثه می‌میره و زنده میشه و وقتی به هوش میاد می‌فهمه قدرت دیدن موجودات ماورائی رو به دست آورده و این بین اتفاقاتی میوفته که با موجودی از جنس شیطان روبرو میشه و با شانس بدی که داره دچار یه حس ممنوعه میشه... .
 

*First __ Lady*

رمانیکی متعهد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
دل‌نویس
بازرس
ناظر
منتقد
گوینده
هنرجو
خبرنگار
کاربر ثابت
مقام خاص
منتقدیار
مدیر
تالار گردشگری
شناسه کاربر
123
تاریخ ثبت‌نام
2020-11-05
آخرین بازدید
موضوعات
145
نوشته‌ها
1,713
راه‌حل‌ها
15
پسندها
10,908
امتیازها
503
سطح
3
مدال‌ها
11
محل سکونت
شهر اسمارتیس

  • #4
نام نویسنده آرمیتا حسینی (قلم سرخ)
ژانر ( فانتزی ، عاشقانه
نام: ژویین گربه خاص


خلاصه: ژویین در اثر اتفاقای متوجه تفاوتش نسبت به گربه‌های دیگری می‌شود، بر اساس اتفاقاتی او وارد زندگی پسری به نام اَرشان می‌شود. در آنجا تفاوت بیشتر آشکار می‌شود و ژویین این پله‌ها را یکی یکی بالا می‌رود. مارهای سهمگینی به نام عشق دور زندگی ژویین و اَرشان می‌پیچند و ژویین تصمیم می‌گیرد از دست این مارها خلاص شود اما در نیمه راه متوجه اشتباهاتی که کرده می‌شود و فاصله‌ای نامرئی میان هرسه شخصیت یعنی ژویین و اَرشان و دختری عاشق، کشیده می‌شود بی آنکه آنها بفهمند..



مقدمه دوم
اگر هرشخص خود را جای دیگری بگذارد چه اتفاقی می‌افتاد؟ در اینجا سخن از گربه‌ای به میان می‌آید که پله‌های نامرئی را به سوی آسمان تفاوت می‌چیند و بالا می‌رود.
هرچه بالاتر می‌رود، تفاوت آشکارتر می‌شود . تناب عشقی سرتاسر گوی را در برمی‌گیرد. هرکس به دنبال قطع کردن تناب دیگری است اما زمانی که تناب خودشان پاره شود، با پوچی تمام در دل خاطرات فرود می‌آیند. دو شخصیت، دو بازیگر که در زندگی ژویین نقاشی‌های عجیب می‌کشند هم وارد این گوی می‌شوند. گویی که دیواره‌هایش را نوشته‌هایی عجیب پر کرده است؛ نوشته‌هایی از جنس فاصله‌هایی تاریک، عشق‌هایی فنا شده، و سخنانی همچو زهریک تیر، این نوشته‌ها را کدام یک از بازیگرها پاک خواهند کرد؟ گربه عجیب ماجرا یا دو بازیگر دیگر؟ این گویی هنوز در هوا شناور است و فقط تناب‌های عشق راه نجات را می‌دادنند.

فعلا تا پارت 142 نوشته شده است
 

*First __ Lady*

رمانیکی متعهد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
نویسنده ویژه
رمانیکی‌نویس
دل‌نویس
بازرس
ناظر
منتقد
گوینده
هنرجو
خبرنگار
کاربر ثابت
مقام خاص
منتقدیار
مدیر
تالار گردشگری
شناسه کاربر
123
تاریخ ثبت‌نام
2020-11-05
آخرین بازدید
موضوعات
145
نوشته‌ها
1,713
راه‌حل‌ها
15
پسندها
10,908
امتیازها
503
سطح
3
مدال‌ها
11
محل سکونت
شهر اسمارتیس

  • #5
نام : آرمیتا حسینی
نام رمان: مدرسه شبانه روزی در لندن

ژانر: معمایی، عاشقانه
خلاصه

اتفاقات و راز‌های اسرار آمیزی ما بین اتاقک های کلاس سوسو می‌زند. ناپدید شدن ناگهانی معلم‌ها، ابتدا باعث شادی دانش آموزان شد و کم کم تردید را در دل تمامی افراد جاسازی کرد. ماجرای این مدرسه‌ی شبانه روزی همچو پازلی حل نشده بود. یک نفر، یک فرد عجیب، پشت آن همه ماجرا قرار دارد؛ اما آن فرد عجیب تنها نیست!

مقدمه

آرام دریچه را باز کردم. الکس پشت سرم مدام زمزمه می‌کرد که بازگردیم بازگردیم اما کنجکاوی آنچان تمام وجودم را قلقک می‌داد که غیرممکن بود بازگردم، بلاخره جایی رفتم که نباید می‌رفتم، با ورودم تاریکی همه جا را فرا گرفت و در از پشت قفل شد. با صدای بلندی فریاد می‌زدم و مشت‌هایم را به در می‌کوبیدم اما نه از بیرون به داخل صدایی می‌آمد نه از داخل به بیرون. بازگشتم و با دیدن مقابلم، نفسم در سینه حبس شد و روی زمین افتادم...


این رمان تکمیل شدست :)
 

آلباتروس

رمانیکی ثابت
رمانیکی‌نویس
بازرس
ناظر
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
ویراستار+رصد کننده
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده موضوع رمان تاتلافی | آلباتروس
موضوعات
46
نوشته‌ها
693
راه‌حل‌ها
1
پسندها
3,587
زمان آنلاینی
26d 6m
امتیازها
358
سطح
1
مدال‌ها
4

  • #6
سلام میشه رمان های تمام شده‌مون رو هم بگیم؟
نویسنده: آلباتروس
رمان: تا تلافی (هر دو جلد)
ژانر: عاشقانه، غمگین
خلاصه:
نیتش خیر بود. خواست مثلاً راه نجات رفیقش شود؛ ولی خود ندانست به قعر چاه خواهد افتاد.
غوطه زدن در سیاهی قلبی سنگ شده که فقط و فقط یک ندا می‌داد... کینه!
 
آخرین ویرایش:

Mohammad MZ

رمانیکی معروف
پرسنل مدیریت
مؤسس
وبلاگ‌نویس
طراح
مترجم
هنرجو
مدیر
وبلاگ‌نویسی
شناسه کاربر
1
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
آخرین بازدید
موضوعات
16
نوشته‌ها
420
راه‌حل‌ها
18
پسندها
12,297
زمان آنلاینی
92d 6h 30m
امتیازها
298
سطح
4
مدال‌ها
10
سن
23
محل سکونت
127.0.0.1

  • #7
سلام میشه رمان های تمام شده‌مون رو هم بگیم؟ اگه میشه که من:
نویسنده: آباتروس
رمان: کیارا و جلد دومش(خفاش خوناشام)
ژانر: علمی_تخیلی، عاشقانه و ماجراجویی
خلاصه: درمورد دختریه که دورگه‌ست و خودش نمی‌دونه، دورگه انسان و خوناشام. بعد ربوده شدن پدرش و مادربزرگش مجبور میشه به دنبالشون بره که در این راه متوجه ذات اصلیش و خیلی مسائل دیگه میشه...
سلام
بله قبوله، چون شما رمان هاتون رو اینجا قرار دادین. 🌹🌹
 

آلباتروس

رمانیکی ثابت
رمانیکی‌نویس
بازرس
ناظر
مقام‌دار آزمایشی
آزمایشی
ویراستار+رصد کننده
شناسه کاربر
716
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
آخرین بازدید
مشاهده موضوع رمان تاتلافی | آلباتروس
موضوعات
46
نوشته‌ها
693
راه‌حل‌ها
1
پسندها
3,587
زمان آنلاینی
26d 6m
امتیازها
358
سطح
1
مدال‌ها
4

  • #8

مائده بالانی

رمانیکی
رمانیکی
شناسه کاربر
641
تاریخ ثبت‌نام
2021-07-13
آخرین بازدید
موضوعات
6
نوشته‌ها
106
پسندها
487
زمان آنلاینی
5d 17h 22m
امتیازها
53
سطح
0

  • #9
نام نویسنده: مائده بالانی
نام اثر: چشم های وحشی
ژانر: عاشقانه

خلاصه: داستان چیزی فراتر از یک اتفاق ساده است..
می گویی عشق در یک نگاه؟؟
می گویی جدال سوختن در میان تمام خواستن ها و نخواستن ها؟
حرف، حرف دل است...داستان، داستان دلدادگی است.. من از مردی می گویم که دلش را جا گذاشته است،عشقش به تاراج رفته است، و این میان او مانده و عشقی که برایش شده است پر از حسرت..پر از نفرت..
من از دختری می گویم که زندگی اش پر شد از جبر... مجبور شد به انتخاب، به قربانی کردن خودش، به بهای نجات پدر...
من از تمام خواستن ها و نخواستن ها می گویم، از تب داغ خواستن...از فاصله ای بد که تنت را می لرزاند.
داستان، داستان انتخاب است..
حرف، حرف دل دادگی است...
و خدا می داند آخرش سهمشان از این عشق چه می شود..
 

هدیه زندگی

رمانیکی ثابت
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
رمانیکی‌نویس
ناظر
هنرجو
مقام‌دار آزمایشی
کاربر نقره‌ای
آزمایشی
طراح+ادیتور
مدیر
تالار خانواده و زندگی
شناسه کاربر
366
تاریخ ثبت‌نام
2021-02-14
آخرین بازدید
موضوعات
145
نوشته‌ها
1,485
راه‌حل‌ها
1
پسندها
7,955
زمان آنلاینی
38d 20h 28m
امتیازها
374
سطح
3
مدال‌ها
11
محل سکونت
شیراز. نویسنده انجمن رمانیک

  • #10


به نام خدایی که زندگی می‌بخشد.

نام کـ💖ـتاب: آئـورت بی دریچه

به قلــ💖ــم: هدیه قلی‌زاده

خــ💖لاصه:‌ افرادی‌ که کلمات نفرت ‌انگيزی را بر روی روح‌ دختری حک‌ کردند که شايسته‌اش نبود، بی‌آنکه متوجه شوند تکه تکه و ذره ذره درهم شکستنش و از دردش هيچ نفهميدند و بی‌رحمانه به سطل بازيافت روزگار سپردند که از آن دخترک، موجود ديگری ساخت. موجود غريبه‌ای باظاهر سالم که هنوز خط ‌و خش‌های بازيافت قبل را حمل می‌کرد و آن‌ها او را نمی‌شناختند.


لیــ💖نک اثر: در دست اقدام - رمان آئورت بی دریچه | هدیه قلی زاده


پ.ن: اولین اثر من‌ با دو کتاب، کتاب مه‌کمان و سراب ریب، مجددا خدمت می‌رسم.

 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

بالا پایین