متن آهنگ حیف
قصه ی بودن من؛ قصه ی تکراری بود!
شب و روزم مث آسمون، رگباری بود!
من واسه خودم؛ که زندگی نکردم هیچوقت…
زندگی کردن من، همیشه اجباری بود!
بغضی تو سینمه؛ که بشکنه دریا میشم…
این روزا بدجوری دارم؛ تک و تنها میشم
کاری با این دلِ بیچاره ی من کردن؛ که دارم افسرده ترین آدمِ دنیا میشم...