اکتبر بود كه عاشقت شدم
پشت موهایت پنهان شده بودی
و سایهات را
بر گوشههای این خانه میراندی
در نوامبر هجوم آوردی
و هوای بالای تختم را
از رویا آکندی
فریادهایی یاریطلبانه
در گوش جانم طنین افکند
در دسامبر دستانت را گرفتم
یک بعد از ظهر، نور رفت و بازگشت
در سحرگاه ساحلی در اسکاتلند
با آواز تو
حالا...